لـو مينـگ ـ شـان
كارشناس كشاورزي چيني (برآمدنش حدود 1314 ـ 1330).
لو مينگ ـ شان اصلاً ايغور بود. او در سال 1314 رسالهاي دربارهٴ كشاورزي تأليف كرد، كه هدف از آن اصلاح كتاب
نونگ سانگ چي يائو بود كه در سال 1273 به فرمان قوبيلاي قاآن (سيزدهم ـ 2) تأليف شد. كتاب او نوعي تقويم كشاورزي است، كه كارهاي كشاورزي هر ماه از سال را شرح داده. اين كتاب در سال 1330 با مقدمهٴ موٴلف تجديد چاپ شد.
هـوانـگ تـائـو ـ پئـو
زني كه هوانگ تائو ـ پئو1 ناميده ميشد بيشتر به تاريخ فرهنگ عامه تعلق دارد تا به تاريخ علم، ولي گفتوگو از وي بهعنوان مظهري از پنبه، كه استفاده از آن در اين زمان در چين عموميت يافت، جالب است. اين يادداشت بايد در مجلد قبلي ميآمد، زيرا مهمترين تاريخهاي زندگي وي، سالهاي 1295 ـ 1297 است. بخشي از اين يادداشت از كتاب جيلز اقتباس شده، كه ميگويد او در اوايل سدهٴ چهاردهم برآمد (و اين شايد درست باشد) و اشتباهات محض را اضافه ميكند؛ كه آن را براساس تحقيق گودريچ بازنويسي كردهام.
هوانگ تائوـ پئو از يائيـ چو در ايالت كوانگتوگ برخاست؛ يا اهل ووـ نيـ چينگ در نزديك شانگهاي بود، ولي در يايي ـ چو خود را بيكار يافت و در آنجا، محلي كه پنبه به عمل ميآمد، روش رشتن و بافتن پنبه را آموخت. در آن زمان اهالي ناحيهٴ يانگ تسهٴ سفلا پنبه را ميشناختند، ولي روششان براي استفاده از آن ناشيانه بود. وقتي هوانگ در سالهاي 1295 ـ 1297 به ووـ ني ـ چينگ رفت روشهاي ريسندگي و بافندگي اهالي جنوب را به آنان آموخت. بنابراين، مروج صنعت پنبه در كيانگسو شد، كه از آنجا به ساير بخشهاي چين شمالي انتشار يافت. قدر او خيلي زود دانسته شد، چون در سال 1337 (تاريخ محقق نيست) به نام او زيارتگاهي ساخته شد. در جريان اغتشاشات اواخر دورهٴ يوان (پيش از سال 1368) اين زيارتگاه ويران شد؛ ولي در سالهاي 1483 ـ 1486 بازسازي گرديد؛ يك زيارتگاه بانو هوانگ تا چند سال پيش هنوز در نزديكي شانگهاي باقي بود.
اين داستان حاكي از وجود كشت پنبه در ايالت جنوبي كوانگتونگ پيش از زمان هوانگ است، ولي كاملاً درست است كه پيش از سدههاي سيزدهم و چهاردهم در چين وسعتي نداشت و ممكن است هوانگ يكي از بانيان آن ترويج و توسعه بوده باشد.
در اينجا بيمناسبت نيست اشاره كنيم كه چينيان دستكم از سدهٴ پنجم با كالاهاي نخي و پنبهاي آشنايي داشتهاند. فا ـ شين (پنجم ـ 1)، اين گياه را در هند ميبيند؛ شن هوائي ـ يوان (سدهٴ